هر چقدر هم که بحثها درباره اینکه آیفون بهتر است یا اندروید داغ و شدید باشد، واقعیت امر این است که این موضوع صرفاً یک ترجیح و سلیقه شخصی است. دلایلی وجود دارد که چرا برخی افراد آیفون را به اندروید ترجیح میدهند و حتی کاربران چند ده ساله اندروید نیز ممکن است با امتحان کردن آیفون شگفتزده شوند؛ عکس این موضوع نیز به همان اندازه صادق است. گزینهای را انتخاب کنید که به دلتان مینشیند!
در این مطلب سعی کردهایم از حرفهای کلیشهای فاصله گرفته و به دلایل ملموس و کاربردی نگاه کنیم که چرا آیفون ممکن است مناسب شما نباشد؛ چه از نظر نقاط ضعف اولیه و چه از نظر معایب طولانیمدت دستگاههای اپل. با اِروتِک همراه باشید.
۱. قیمت

تا جایی که به گوشیهای پرچمدار مربوط میشود، تفاوت قیمت معناداری بین آیفون ۱۷ پرو مکس و رقیبی مانند گلکسی S26 اولترا سامسونگ وجود ندارد. برای مدل پایه ۲۵۶ گیگابایتی، اولی با قیمت ۱۱۹۹ دلار شروع میشود، در حالی که دومی با قیمت ۱۰۴۹ دلار آغاز میگردد؛ هزینه ارتقای حافظه به ۵۱۲ گیگابایت و ۱ ترابایت نیز تقریباً شانه به شانه یکدیگر است. برخی ممکن است استدلال کنند که گلکسی S26 اولترا در ازای آن قیمت، مشخصات بهتری را ارائه میدهد، اما ما انتخاب اینکه کدامیک ارزش خرید بیشتری دارد را به خودتان واگذار میکنیم. با این حال، در بخش گوشیهای میانرده تا اقتصادی، اندروید تقریباً در هر روز از هفته میتواند آیفون را شکست دهد!
ارزانترین گوشی اپل (اگر فقط درباره آخرین مدلها صحبت کنیم) آیفون 17e است که قیمت آن از ۵۹۹ دلار شروع میشود. این گوشی با نصف قیمت یک مدل پرو، بسیار تحسینبرانگیز است، اما اندروید گزینههای بسیار جذابی در این محدوده قیمتی یا حوالی آن دارد. قابلیتهایی که اپل همچنان آنها را به دستگاههای پرچمدار خود محدود میکند، مانند نرخ نوسازی بالای صفحه نمایش، سیستمهای چند دوربینه و تراشههای ردهبالا، در گوشیهای میانرده اندرویدی امری کاملاً رایج هستند.
اپل گوشی هوشمندی با قیمت کمتر از ۵۹۹ دلار عرضه نمیکند، اما اگر آستانه قیمت را پایینتر بیاوریم، باز هم میتوانید گوشیهای اندرویدی فوقالعادهای تهیه کنید. گلکسی A17 5G سامسونگ با قیمت تنها ۱۹۹ دلار یک نمونه عالی است. این گوشی از یک صفحه نمایش ۹۰ هرتزی امولد، سیستم دوربین سهگانه با سنسور اصلی ۵۰ مگاپیکسلی و یک باتری حجیم ۵۰۰۰ میلیآمپرساعتی بهره میبرد. برای اکثریت قریب به اتفاق مردم که فقط برای فرستادن پیام، لذت بردن از سرگرمیها و دسترسی به برنامههای بانکی به گوشی نیاز دارند، این دستگاه با یکسوم قیمت ارزانترین محصول اپل، کارشان را به بهترین شکل راه میاندازد. میتوانیم مثالهای بیشتری بیاوریم، اما اصل مطلب روشن است: اپل نمیتواند بیشترین کارایی را در ازای کمترین قیمت ارائه دهد.
۲. اسارت در اکوسیستم (بسته بودن سیستمعامل)

آیفونها در سالهای اخیر راه طولانی را پیمودهاند تا با دستگاههای غیر اپلی سازگارتر شوند. پورت USB-C بالاخره کابل لایتنینگ را به جایی فرستاد که خیلی وقت پیش باید به آن میرفت! پیامرسانی RCS در سیستمعامل iOS 26.5 با رمزگذاری سرتاسری پشتیبانی میشود و قابلیت AirDrop با برخی از دستگاههای اندرویدی کار میکند. کشورهای بیشتری در حال دسترسی به فروشگاههای برنامه جایگزین (Third-party) هستند و محدودیتهای خودسرانه (مانند عدم امکان استفاده از ساعتهای هوشمند اندرویدی یا موتورهای مرورگر غیر WebKit) احتمالاً در حال از بین رفتن هستند. دیوارهای این باغ محصور (اکوسیستم بسته اپل) در حال فرو ریختن است. با این اوصاف، هنوز راه درازی در پیش داریم تا این باغ محصور به یک پارک عمومی تبدیل شود.
لیست بلندی از قابلیتها وجود دارد که هنوز به شدت در انحصار اکوسیستم اپل هستند (منظور قابلیتهای تحت برند اپل است که فقط بین دستگاههای اپل کار میکنند)، پدیدهای که دستگاههای اندرویدی اغلب مشابه آن را به صورت آزادانه پشتیبانی میکنند. چیزهای کوچکی که تفاوتهای بزرگی ایجاد میکنند؛ مانند توانایی جابجایی خودکار ایرپادز بین دستگاههای اپل، یا بهروزرسانی آنها بدون نیاز به مراجعه به اپل استور. قابلیتهای بهرهوری بیندستگاهی مانند Handoff، کلیپبورد جهانی (Universal Clipboard) یا کنترل کامل آیفون روی مک از طریق قابلیت iPhone Mirroring. یا قابلیتهای اپل که فقط با دیگر کاربران اپل کار میکنند، مانند اشتراکگذاری مخاطبین از طریق NameDrop، قابلیت اعلام وضعیت ایمنی (iMessage Check In)، اشتراکگذاری خودکار موقعیت مکانی در Find My با دوستان یا گروه خانوادگی و غیره و غیره.
باز هم تاکید میشود، نکته این نیست که شما این قابلیتها را فقط در دستگاههای اپل دارید؛ بلکه نکته اینجاست که اپل به طور مؤثری شما را از بخشهای وسیعی از iOS محروم میکند، مگر اینکه کل اکوسیستم آن را بخرید. بنابراین، اگر هر یک از موارد فوق برای شما مهم است و قصد دارید آیفون بخرید در حالیکه دستگاههای غیر اپلی دیگری دارید (یک کامپیوتر ویندوزی، یک تبلت اندرویدی، هدفون بلوتوثی متفرقه)، ممکن است فرصتهای زیادی را از دست بدهید.
۳. عدم پشتیبانی از بازیهای کامپیوتر (PC Gaming)

گیمرها زمانی به آیفون توجه نشان دادند که عرضه نسخههای پورتشده بازیهای بزرگ و تراز اول (AAA) برای آن آغاز شد و اپل سرانجام محفظههای بخار (Vapor Chambers) را برای خنکسازی بهتر به آن اضافه کرد. برای مدت بسیار کوتاهی اینطور به نظر میرسید که آیفون شما میتواند شغل دومی هم داشته باشد و به عنوان یک استیم دک (Steam Deck) عمل کند و دو دستگاه را در یک کالبد ادغام کند. اما آن شور و شوق خیلی سریع فروکش کرد. ما هنوز هم گاهی بازیهای جدیدی دریافت میکنیم، مانند عرضه بازی “Control” در سال ۲۰۲۶ روی iOS، اما با این حال برای بازی کردن، خرید یک استیم دک یا در این مورد، یک گوشی اندرویدی، همچنان گزینه بهتری است.
گوشیهای اندرویدی اکنون میتوانند بازیهای کامپیوتر را اجرا کنند، صرفنظر از اینکه توسعهدهندگان آنها را به گوگل پلی استور پورت کرده باشند یا خیر. این کار به لطف برنامههای رایگانی مانند GameHub و GameNative انجام میشود که از لایههای مترجم (Translation layers) مشابه استیم دک استفاده میکنند. پیشرفت در این زمینه همچنان ادامه دارد و راههایی برای کاربران اندروید وجود دارد که حتی یک توزیع لینوکس را روی گوشی خود اجرا کنند، تقریباً شبیه به یک کامپیوتر دستی که با سیستمعامل SteamOS کار میکند. در زمان نگارش این متن، سرویس EmuDeck بیش از ۴۰۰۰ بازی کامپیوتر را ردیابی کرده است که روی دستگاههای اندرویدی با رتبهبندی «عالی»، «بسیار خوب» یا «قابل بازی» کار میکنند. این رقم به احتمال زیاد با گذشت زمان افزایش خواهد یافت و ما به سرعت به زمانی نزدیک میشویم که در آن یک گوشی اندرویدی میتواند کامپیوتر گیمینگ شما نیز باشد. هر چه باشد، اندروید همین حالا هم به طور رسمی با قابلیت «حالت دسکتاپ» (Desktop Mode) به عنوان یک کامپیوتر کار میکند.
آیفونها به راحتی نمیتوانند در این زمینه رقابت کنند، هرچند اگر فرصت به آنها داده میشد احتمالاً میتوانستند. هیچ حالت دسکتاپی برای آیفون در دست ساخت نیست (تا جایی که ما میدانیم) و تاکنون هیچ برنامهای از ترجمه بازیها در آیفون پشتیبانی نکرده است. برای کاربران آیفون، نزدیکترین تجربه به بازیهای کامپیوتری روی خود دستگاه – فراتر از آن پورتهای بسیار محدود – استفاده از خدمات استریم بازی مانند GeForce NOW است.
۴. نبود سیستمعامل جایگزین پس از پایان پشتیبانی

اگر بخواهیم منصف باشیم، اپل از گوشیهای خود برای مدت زمان نسبتاً طولانی پشتیبانی میکند. پشتیبانی از سیستمعامل iOS 26 به آیفون ۱۱ و نسل دوم آیفون SE نیز میرسد و این پشتیبانی حتی پس از اینکه آیفون دیگر قابلیتهای جدید را دریافت نکند، ادامه مییابد. به صفحه انتشار بهروزرسانیهای امنیتی اپل نگاهی بیندازید تا ببینید نسخههای قدیمیتر iOS (یعنی iOS 18، 17، 16 و 15) همچنان وصلههای منظمی را (گاهی اوقات به صورت ماهانه) برای آسیبپذیریهای امنیتی دریافت میکنند. بنابراین، حتی اگر آیفون 6s شما رسماً قدیمی و عتیقه محسوب شود، باز هم وصلههای امنیتی را دریافت میکنید. با این حال، به محض اینکه این پشتیبانی به پایان برسد، آیفون شما عملاً هیچ گزینه دیگری برای پشتیبانی بیشتر ندارد.
صاحبان اندروید پس از اینکه دستگاهشان از چرخه پشتیبانی سازنده خارج میشود، ناامید و دستخالی رها نمیشوند. اگر نسل اول گوگل پیکسل را که اکنون کاملاً باستانی محسوب میشود، در گذشتههای دور یعنی سال ۲۰۱۶ خریده باشید (یک گوشی هوشمند ده ساله در سن و سال گوشیها، یک پیرمرد صد ساله به شمار میرود!)، اگر سیستمعامل LineageOS را روی آن نصب کنید، همچنان میتوانید اندروید ۱۵ را روی آن اجرا کرده و آپدیتهای امنیتی را دریافت کنید. قبل از اینکه اشاره کنید آیفون 6s زودتر از آن و در سال ۲۰۱۵ عرضه شده است، به یاد داشته باشید که این گوشی روی iOS 15 (که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد) قفل شده است و گزینه بعدی برای فرستاده شدن به لبه تیغ توقف کامل پشتیبانی است؛ یعنی همان اتفاقی که برای آیفون ۴ و ۵ در سال ۲۰۲۶ رخ داد و کاملاً منسوخ شدند. در مقایسه، عرضه اندروید ۱۵ از سال ۲۰۲۴ آغاز شده است.
فاکتور دیگری که باید در نظر گرفت، پشتیبانی از اپلیکیشنها است. اگرچه iOS 15 در آیفون 6s ممکن است هنوز آپدیتهای امنیتی دریافت کند، اما برنامهها به شکل فزایندهای به پشتیبانی از آن پایان میدهند. به عنوان مثال، اگر در بانک Chase حساب داشته باشید، ممکن است اپلیکیشن بانکی انتخابی شما دیگر غیرقابل دسترس شود. به طور کلی، LineageOS در درجه اول برای ارائه پشتیبانی طولانیمدت به دستگاههای قدیمیتر وجود دارد، بنابراین ما دلیل خوبی داریم که باور کنیم همان گوشی گوگل پیکسل میتواند تا سالها بیشتر به شما خدمت کند.
۵. اپلیکیشنها معمولاً گرانتر هستند (یا پولی هستند!)

مدتهاست که اثبات شده کاربران اپل پول بیشتری برای برنامهها خرج میکنند، در حالیکه کاربران اندروید به سمت برنامههای رایگان تمایل دارند؛ شاهد اول این مدعا برنامه Anki است، یک اپلیکیشن رایگان حفظ لغات در اندروید که قیمت آن در iOS معادل ۲۴.۹۹ دلار است. وبسایت 42Matters گزارش میدهد که ۹۷.۰۵ درصد از برنامههای اندروید رایگان هستند، در حالی که تنها ۹۵.۰۸ درصد از برنامههای اپ استور رایگان میباشند. تحلیلهای دیگر نیز تایید میکنند کاربران آیفون تمایل بیشتری برای پرداخت پول بابت چیزهایی دارند که هنوز پولی نشدهاند (مانند قابلیت Apple Intelligence).
اما قضیه ظریفتر از این حرفهاست. فراتر از تمایل کاربر، دلایل دیگری نیز وجود دارد که چرا اپ استور آیفون ممکن است گرانتر از گوگل پلی استور باشد. از آنجاییکه اپل سهم کلان و سنگینی از توسعهدهندگان بابت تمام اشتراکهای خریداریشده از طریق اپ استور دریافت میکند، آنها مجبور میشوند قیمت اشتراک درونبرنامهای خود را افزایش دهند؛ این اشتراکها اغلب در صورتی که مستقیماً به وبسایت خود برنامهها مراجعه کنید، ارزانتر هستند. علاوه بر این، توسعهدهندگان بدون خرید یک کامپیوتر مک یا استفاده از یک سرویس شخص ثالث برای ساخت نسخههای iOS، نمیتوانند برنامههای iOS را توسعه دهند که این امر پتانسیل افزایش هزینه ساخت برنامه را دارد. برای بدتر کردن اوضاع، اشتراک برنامه توسعهدهندگان اپل (Apple Developer Program) – که تنها راه توزیع برنامهها در اپ استور است – سالانه ۹۹ دلار حق عضویت دریافت میکند، آن هم قبل از اینکه شما حتی یک سنت از برنامه خود درآمد کسب کرده باشید! توسعهدهندگان اندروید نیز باید به گوگل هزینه خدمات پرداخت کنند، اما این هزینه تنها بر اساس درصدی از خریدهای دیجیتال محاسبه میشود.
برنامهها و اشتراکهای آیفون احتمالاً در آینده نیز گرانتر از اندروید خواهند بود؛ این یک هزینه پنهان و احتمالی است که هنگام خرید آیفون باید آن را لحاظ کنید. برنامههای پایهای مانند اپلیکیشن بانکی و مدیریت رمز عبور شما ممکن است رایگان باشند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که برنامه دیگری که به آن نیاز دارید، از شما پولی مطالبه نکند یا هزینه بیشتری روی دستتان نگذارد.
«اگر بودجه محدودی دارید و به دنبال یک گوشی مقرونبهصرفه با امکانات عالی هستید، پیشنهاد میکنیم قیمت روز گوشیهای اندرویدی را در فروشگاه اِروتِک مشاهده و مقایسه کنید. |
منبع: Slashgear
























