برای خلبانان (و مسافران آنها)، مرحله برخاستن (تیکآف) از زمین، یکی از بیرحمترین و حساسترین مراحل پرواز است. طبق اعلام «سازمان هوانوردی فدرال» آمریکا (FAA)، حدود یکپنجم از تمامی حوادث هوانوردی عمومی در این مرحله از پرواز رخ میدهد و حدود نیمی از این حوادث ناشی از خطای خلبان است.
سازمان FAA برای کمک به خلبانان، دستورالعملهایی را منتشر کرده است که هدف آنها ایمنتر کردن برخاستن است. یکی از این قوانین، قانون ۳۰/۷۰ است. اما این قانون چیست و چگونه از حواث هوانوردی جلوگیری میکند؟ با اِروتِک همراه باشید.
این قانون شاید یکی از شناختهشدهترین اصطلاحات خلبانی نباشد، اما در هوانوردی عمومی، این «قانون سرانگشتی» میتواند به ایمنتر شدن تیکآف کمک کند. این قانون در واقع بسطیافتهی قانون کاربردیتر و رایجتر ۵۰/۷۰ است (که گاهی به عنوان قانون ۷۰/۵۰ نیز از آن یاد میشود). این قانون بیان میکند که هنگام برنامهریزی برای برخاستن از باندهای کوتاهتر، خلبانان باید تا زمانی که به ۵۰ درصد از مسافت تخمینی تیکآف خود میرسند، به ۷۰ درصد از سرعت برخاستن دست یافته باشند.
با این حال، همانطور که FAA اشاره کرده، قانون ۵۰/۷۰ فقط برای باندهایی کاربرد دارد که هیچ مانع احتمالی در مسیر آنها وجود ندارد. اگر مانعی وجود داشته باشد، اینجاست که قانون ۳۰/۷۰ وارد عمل میشود. در این وضعیت، FAA پیشنهاد میکند که هواپیما باید تا زمانی که ۳۰ درصد از مسافت تخمینی تیکآف خود را طی کرده است، به ۷۰ درصد از سرعت برخاستن رسیده باشد. اگر این معیارها برآورده نشوند، اقدام پیشنهادی، لغو کردن تیکآف (Aborted Takeoff) است.
این یک قانون ساده است که میتواند به جلوگیری از حوادث در بحرانیترین فاز پرواز کمک کند. خلبانان باسابقه به شما خواهند گفت که قانون ۵۰/۷۰ را با دقت اجرا کنید و همیشه جانب احتیاط و ایمنی را بگیرید، حتی زمانی که هیچ مانع آشکاری وجود ندارد. قانون ۳۰/۷۰ این احتیاط را برای زمانی که چنین موانعی وجود دارند، به یک قاعده رسمی تبدیل میکند.
قانون ۳۰/۷۰؛ ساده اما مؤثر!

کلید ارزش و اهمیت قانون ۳۰/۷۰ را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد: «سادگی». اثربخشی این قانون در این است که به خلبانان هوانوردی عمومی، یک نقطه تصمیمگیری ساده و کاملاً مشخص را در طول مرحله برخاستن ارائه میدهد.
در این قانون هیچ حدس و گمانی وجود ندارد و اینطور نیست که خلبان فقط با تکیه بر شانس و اقبال روی باند حرکت کند. حتی قبل از اینکه هواپیما گاز بکشد (تراتل را باز کند)، خلبان باید دو معیار حیاتی را یادداشت کرده باشد: نقطهای که نشاندهنده علامت مسافت ۳۰ درصدی است، و سرعتی که هواپیما هنگام رسیدن به آن نقطه باید داشته باشد (۷۰ درصد از سرعت روتِیشن یا چرخاندن ملخ/دماغه). سرعت روتِیشن (Rotation speed) سرعتی است که در آن خلبان دماغه هواپیما را بالا میآورد و شروع به بلند شدن از روی باند میکند. عوامل مختلفی سرعت صحیح روتِیشن را تعیین میکنند، از جمله جهت و سرعت باد، وزن هواپیما و ارتفاع باند از سطح دریا.
هنگامیکه این معیارها مشخص شدند، آنها اساساً به «دروازههای عملکردی» تبدیل میشوند؛ اگر هواپیما به این معیارها نرسد، تیکآف میتواند در زمانی لغو شود که هنوز فضای کافی برای متوقف کردن ایمن هواپیما روی باند وجود دارد.
برخاستن از باندهای کوتاه یا دارای مانع، اغلب مستلزم آن است که هواپیما در بالاترین حدِ توان و محدودیتهای تیکآف خود کار کند. اینها شرایطی هستند که در آن حتی انحرافات کوچک نیز میتوانند تأثیر بزرگی داشته باشند. یک موتور تنبل و کمجان، تغییر جهت باد، و شرایط نرمتر از حد انتظارِ باند (مانند گلآلود یا خیس بودن) همگی میتوانند ناگهان یک تیکآف معمولی را به یک موقعیت بالقوه خطرناک تبدیل کنند. اینها همان موقعیتهایی هستند که قانون ۳۰/۷۰ طراحی شده تا آنها را به موقع شناسایی کند، پیش از آنکه خلبان و مسافران در چنین خطری قرار گیرند.
قانون 30/70 شاید ساده باشد، اما این سادگی، اهمیت بالای آن را پنهان میکند. پرواز همچنان ایمنترین شکل سفر است و این محاسبات ریاضی ساده، راهی واضح را پیش پای خلبانان میگذارد تا در سمت درست این آمار باقی بمانند و در نهایت، جان انسانها را نجات دهند.
منبع: Slashgear
























