رباتهای خبیث، اشعههای مرگبار و هیولاهای تغییرژنتیکیافته تنها چند نمونه از به انحراف کشیده شدن فناوری در آثار علمی-تخیلی هستند. این یک درونمایه اصلی در این سبک است؛ رویکردی که از طریق سرگرمی، مواجهه روانی ما را با رابطهمان با فناوری به تصویر میکشد.
اما در دنیای واقعی قرار است فناوری زندگی ما را آسانتر کند. هر اختراع یا نوآوری جدید ظاهرآ حجم کار ما را کاهش میدهد یا فعالیتهای روزمره را راحتتر میسازد. اختراع هواپیما امکان سفر بینالمللی سریع به هر نقطهای از سیاره را فراهم کرد. اینترنت امکان به اشتراکگذاری آنی اطلاعات و ارتباط با یکدیگر را صرفنظر از اینکه کجا هستیم فراهم ساخت. جیپیاس (GPS) فضای داشبورد ماشین را آزاد کرد و به عصر سرکلهزدن سرنشینان با اطلسهای دستوپاگیر در سفرهای جادهای پایان داد. جهان پیش میرود و کارها آسانتر میشوند — تا زمانی که دیگر اینطور نباشد.
گاهی اوقات، چه به دلیل نقص در خود فناوری باشد، چه نیت خبیثانه یا خطای کاربر، فناوری ما کاملاً مجنون میشود و دست به کاری میزند که هرگز انتظارش را نداشتیم. شاید فناوری به معنای واقعی کلمه «شرور» نباشد، اما هر از گاهی واقعاً رفتاری شبیه به آن دارد. در این مطلب به داستان تکنولوژیهایی میپردازیم که به سیم آخر زدند! با اِروتِک همراه باشید.
۱. الکسا به یک کودک گفت خود را دچار برقگرفتگی کند!

همهگیری کرونا باعث شد همه ما زمان بیشتری را نسبت به معمول در خانه بگذرانیم و برخی از ما باید بچهها را سرگرم میکردیم. گاهی این به معنای ته کشیدن بازیهای معمولی و کمک گرفتن از دستیار مجازی است.
در دسامبر ۲۰۲۱، مادری به همراه دختر ۱۰ سالهاش در خانه بودند که برای گذران وقت از الکسا چالش خواستند. آیا الکسا به آنها گفت روی سرشان بایستند یا الفبا را برعکس بخوانند؟ خیر. در عوض، بر اساس گزارش رسانه The Gamer، پیشنهاد کرد شارژری را تا نیمه وارد پریز برق کنند و یک سکه پنی را به شاخکهای لخت آن بزنند! خوشبختانه مادر مداخله کرد و کودک نیز آنقدر باهوش بود که از این توصیه مشکوک الکسا پیروی نکند!
دستیارهای مجازی تا حدی با کاوش در اینترنت برای یافتن پاسخهای محبوب به عبارات جستجو کار میکنند و آنها را با صدایی دوستانه ارائه میدهند یا روی صفحه نمایش میدهند. متأسفانه این یعنی اگر یک پاسخ نامطلوب به اندازه کافی محبوب باشد تا در صدر جستجوها قرار گیرد، ممکن است همان اطلاعات نادرست ارائه شود. آمازون بهسرعت سرویسهای خود را آپدیت کرد تا از ارائه این پیشنهاد در آینده جلوگیری کند.
۲. رباتهایی که انسانها را به قتل رساندهاند!

از «ترمیناتور» تا «ماتریس»، رباتهای قاتل پای ثابت داستانهای علمی-تخیلی ویرانشهری هستند. ما معمولاً قاتلان مکانیکی را رباتهای پیشرفتهای از آینده تصور میکنیم، نه کارگران خط تولید کارخانهها در دهه ۱۹۷۰. در این مورد، واقعیت عجیبتر از داستان است.
روبرت ویلیامز کارگر کارخانه فورد بود که در کنار یک ربات اتوماتیک در خط تولید کار میکرد. در ۲۵ ژانویه ۱۹۷۹، او به اولین قربانی همزیستی ما با رباتها تبدیل شد. وظیفه این ماشین اتوماتیک یک تُنی، انتقال قطعات از قفسه به بخشهای دیگر کارخانه بود. طبق توضیحات رکوردهای جهانی گینس، ویلیامز متوجه شد ربات کند کار میکند و خودش وارد قفسه شد تا چند قطعه بردارد. همانجا بود که حادثه مرگبار رخ داد.
بازوی رباتیک به سر ویلیامز ضربه زد و منجر به مرگ او شد. با فراگیرتر شدن اتوماسیون و افزایش احتمال حضور همزمان انسانها و ماشینها در یک فضا، نیاز به رباتهایی با هوش فضایی بیشتر، حیاتی خواهد بود. دانشمندان در حال توسعه رباتهایی با آگاهی انسانگونه از محیط خود هستند که نه تنها تعداد وظایف قابل انجام آنها را افزایش میدهد، بلکه امنیت آنها را نیز بیشتر میکند.
۳. الگوریتمهای نژادپرست و جنسیتزده!

یادگیری ماشین حضوری روزافزون در زندگی ما دارد. الگوریتمهای پیچیده از طرف ما تصمیم میگیرند که در کدام رستوران غذا بخوریم، چه سرگرمی مصرف کنیم و هنگام ترافیک وارد کدام خیابان شویم.
شرکتها و سازمانها از آنها برای تصمیمگیری درباره افراد تحت مراقبت یا کارمندان خود استفاده میکنند و اینجاست که اوضاع رو به وخامت میگذارد. مانند بسیاری از فناوریها، کیفیت آنها به اندازه کیفیتی است که سازندگانشان دارند. این بدان معناست که فناوری، بهویژه فناوری هوشمند، با تعصبات درونی نهادینهشده عرضه میشود. این لزوماً نیت سازندگان نیست، اما جلوی وجود تعصب را نمیگیرد.
الگوریتمهای تشخیص چهره به داشتن تعصبات بر اساس نژاد و جنسیت معروف هستند؛ آنها یا افراد را اصلاً تشخیص نمیدهند یا عملکرد ضعیفی دارند. طبق تحقیقات دانشگاه هاروارد، چندین الگوریتم هنگام تشخیص زنان تیرهپوست در مقایسه با مردان روشنپوست، تا ۳۴ درصد نرخ خطا دارند. این مسئله زمانی که تشخیص چهره توسط مجریان قانون برای تصمیمگیری درباره افراد استفاده میشود، به یک مشکل جدی تبدیل میشود.
مشکلات مشابهی در الگوریتمهای طراحیشده برای تصمیمگیریهای پزشکی وجود دارد. طبق گزارش Nature، مشخص شد الگوریتم مورد استفاده در بیمارستانهای آمریکا علیه بیماران سیاهپوست تبعیض قائل میشود و برای برخی درمانها یا برنامهها، بیماران سفیدپوست را در اولویت قرار میدهد.
وجود این تعصبات چیزی است که باید آن را بپذیریم و برای اصلاحش مجدانه تلاش کنیم.
۴. اتوماسیون باعث افزایش نرخ مرگومیر میشود!

با افزایش اتوماسیون در محیط کار، مرگ یا آسیب به دست رباتها تنها نگرانی مرتبط با سلامت عمومی نیست. مطالعهای که در مجله Demography منتشر شده، راههایی را نشان میدهد که اتوماسیون بهطور غیرمستقیم بر نرخ مرگومیر در جوامع اطراف تاثیر میگذارد.
محققان همبستگی بین نرخ اتوماسیون و بهاصطلاح «مرگهای ناشی از ناامیدی» (از جمله خودکشی و اوردوز دارو) پیدا کردند. بزرگسالان میانسال بهویژه هنگامی که اتوماسیون وارد صنعت آنها میشود، بیشترین آسیب را میبینند.
مکانیسمهای دقیق کاملاً مشخص نیستند، اما تصور میشود از دست دادن درآمد و دسترسی به خدمات درمانی، همراه با کاهش فرصتهای شغلی، منجر به نرخ بالاتری از ناامیدی و در نهایت مرگ میشود. اگرچه رباتها مستقیماً مسئول این مرگها نیستند، اما اینها پیامد افزایش فناوری بدون درک درست از تبعات آن است.
محققان از دولتها خواستند تا تورهای ایمنی اجتماعی و برنامههای کاهش سوءمصرف مواد را بهبود بخشند تا با ادامه انتقال به یک اقتصاد روزافزون اتوماتیک، تاثیرات منفی آن کاهش یابد.
۵. تاثیرات محیطزیستی کریپتو

رمزارز یکی از آن موضوعاتی است که مردم را به دو دسته تقسیم میکند: یا پول آینده است که ما را از بانکداری متمرکز رها میسازد، یا یک کلاهبرداری است که از افراد امیدوار به ثروتمند شدن سریع سوءاستفاده میکند. این بحث با محبوبیت نوظهور NFTها که روی ساختاری مشابه رمزارز کار میکنند، گرمتر شده است. زمان نشان خواهد داد کدامیک از این برداشتها درست است، اما در این میان یک چیز کاملاً روشن است: کریپتو تاثیر مفصلی بر محیطزیست دارد.
رمزارز تمام تراکنشهای خود را در بلاکچین ذخیره میکند و استخراج آن مستلزم انجام محاسبات پیچیدهای است که آن تراکنشها را تایید میکند. ماجرا کمی پیچیدهتر است، اما نتیجه این است که استخراج رمزارزهایی مانند بیتکوین توان پردازشی و برق زیادی مصرف میکند.
طبق تحقیقات دانشگاه کمبریج، استخراج جهانی بیتکوین سالانه حدود ۱۲۱.۳۶ ترابایتساعت برق مصرف میکند که بیشتر از کشور آرژانتین است و هزینههای انرژی بهطور متوسط سال به سال در حال افزایش است.
۶. له شدن بر اثر فشار غواصی (Diving Squeeze)!

امروزه اگر بخواهید به آبهای عمیق بروید، گزینههای مختلفی دارید که اکثر آنها کاملاً ایمن هستند. زیردریاییهای شخصی و تجهیزات غواصی اسکوبا به افراد غیرحرفهای هم اجازه میدهند از زیبایی و شگفتیهای اقیانوس عمیق لذت ببرند، اما تمام این فناوریها بر دوش نوآوریهای فراوان و چند اشتباه هولناک ساخته شدهاند.
قبل از اختراع تجهیزات مدرن غواصی اسکوبا، کسانی که میخواستند برای مدت طولانی زیر آب سفر کنند، به کلاهخودهای غواصی متصل به لولههایی وابسته بودند که تا سطح آب امتداد داشتند. آن لولهها جریان ثابتی از هوای قابل تنفس را تامین میکردند، اما در صورت بروز مشکل، منبعی برای مرگ سریع و خشونتآمیز نیز بودند.
طبق توضیحات مجله Dive Training، کلاهخودهای اولیه غواصی فاقد سوپاپ یکطرفه روی لولههای هوا بودند. در جریان عملیات سالویج کشتی HMS Royal George که از سال ۱۸۳۹ آغاز شد، شیلنگ یک غواص قطع شد و منجر به ثبت اولین نمونه مستند پدیدهای شد که به عنوان “Diving Squeeze” (فشار غواصی) شناخته میشود. هنگامی که شیلنگ قطع شد، فشار محیطی اطراف غواص، تمام هوا را از طریق شیلنگ به بالا راند. تغییر سریع فشار باعث تروما و خونریزی شد، اما غواص زنده ماند.
در موارد شدیدتر، تغییر فشار میتواند بافتهای نرم را از بین ببرد و بدن غواص را به داخل کلاهخود بکشد و منجر به مرگی سریع و وحشتناک در اعماق دریا شود.
۷. زمانی که کامپیوترها نزدیک بود جنگی را آغاز کنند!

در اوج جنگ سرد، دولت ایالات متحده علاقه شدیدی به سیستمهای هشدار موشکی داشت که بتوانند حداقل اخطار قبلی را درباره حمله احتمالی از سوی کشور دیگر ارائه دهند.
آنها سیستمهای هشداری ساختند و آموزشها و تمریناتی را برای آمادهسازی در روزی که امیدوار بودند هرگز فرانرسد آغاز کردند. سپس در ۹ نوامبر ۱۹۷۹، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی، ساعت ۳ صبح تماسی دریافت کرد مبنی بر اینکه سیستمهای هشدار، ۲۵۰ موشک ورودی از سوی اتحاد جماهیر شوروی را شناسایی کردهاند. لحظاتی بعد اوضاع وخیمتر شد؛ تماس دیگری به برژینسکی اطلاع داد که تعداد موشکها اکنون به ۲۲۰۰ فروند رسیده است!
برژینسکی که تنها چند دقیقه برای واکنش مهلت داشت، در آستانه تماس با رئیسجمهور برای آغاز حمله تلافیجویانه بود که تماس سوم برقرار شد. این یک هشدار نادرست بود. فردی نوار تمرینی آموزشی را روی سیستم زنده بارگذاری کرده بود! این خطا به این دلیل کشف شد که هیچیک از سیستمهای هشدار دیگر روشن نشده بودند، اما اگر تنها چند دقیقه دیرتر متوجه آن میشدند، ممکن بود صرفاً به دلیل ورود یک نوار به کامپیوتر اشتباه، ناخواسته جنگی را با اتحاد جماهیر شوروی آغاز میکردند.
۸. جیپیاس به یک زن گفت وارد دریاچه شود!

سیستم موقعیتیابی جهانی (GPS) یک سیستم نقشه برداری پیچیده و پیشرفته است که از دهها ماهواره در مدار زمینهمگام برای شناسایی موقعیت شما نسبت به بقیه جهان استفاده میکند. این یک گام بزرگ نسبت به نقشههای کاغذی قدیمی است و از مزیت بهروزرسانی لحظهای بهره میبرد، اما این تنها تحت شرایط ایدهآل است.
اگر تا به حال در منطقهای ناشناخته بودهاید، ممکن است مسیرهای جیپیاس را دریافت کرده باشید که درست به نظر نمیرسند. اگر دید خوب باشد، میتوانید وضعیت را ارزیابی کرده و تصمیمی آگاهانه بگیرید که آیا از دستورات گوشی خود پیروی کنید یا کار دیگری انجام دهید. اگر دید ضعیف باشد، ممکن است مجبور شوید شانس خود را امتحان کنید. این همان اتفاقی است که در سال ۲۰۱۶ برای زنی در توبرموری انتاریو افتاد.
به گزارش ABC News، راننده در حال مسیریابی در منطقهای ناشناخته، در مه، طی یک طوفان و با دنبال کردن جیپیاس خود بود. مسیر او را به سمت یک رمپ عریض قایقرانی و به داخل قایقگاه جرجین کشاند؛ جایی که ماشینش بهسرعت غرق شد. خوشبختانه او توانست شیشه را پایین بکشد و قبل از آسیب دیدن از ماشین خارج شود. جدا از سرد شدن و خیس شدن، او بدون آسیب نجات یافت. از سوی دیگر، گوشی او همراه با ماشین به قعر قایقگاه رفت؛ مجازاتی مناسب برای مسیردهی بد!
۹. چتباتی که تبدیل به یک فاشیست شد!

چتباتها اساساً الگوریتمهایی هستند که از تعامل با کاربران انسانی برای بهبود توانایی ارتباطی خود استفاده میکنند. ما از قبل میدانیم که الگوریتمها تمایل به تعصب دارند، اما مورد چتبات Tay متعلق به مایکروسافت نشان میدهد که این مشکل چقدر میتواند جدی باشد.
تِی (Tay) از طریق توییتر فعالیت میکرد و از طریق توییتهای متقابل با کاربران درگیر میشد. مایکروسافت این هوش مصنوعی را به عنوان آزمایشی در درک مکالمه ساخت، به این امید که کاربران توییتر به یادگیری و رشد این ربات کمک کنند. آنها قطعاً این کار را کردند، اما نه در مسیرهایی که مایکروسافت امیدوار بود!
در کمتر از ۲۴ ساعت، این ربات به یک پرونده شکستخورده تبدیل شد و از مکالمه معمولی به ادبیات کاملاً نفرتپراکنانه تغییر جهت داد. برخی از اظهارات ربات با قابلیت «بعد از من تکرار کن» هدایت میشد، اما ربات آن گزارهها را جذب و در خود ادغام کرد و منجر به اظهارات ضدانسانی بدون درخواستی شد که اینجا تکرار نمیکنیم. مایکروسافت در نهایت ربات را تعطیل کرد و بسیاری از اظهارات توهینآمیز را حذف نمود، اما Tay به عنوان یادآوری سختی باقی میماند که چتباتها تنها به اندازه ورودیهایی که به آنها میدهیم خوب هستند.
۱۰. ربات سوفیا می گوید همه انسانها را نابود خواهد کرد!

سوفیا، رباتی که در یک پوسته شبهانسانی قرار دارد، به عنوان اولین هوش مصنوعی که تابعیت دریافت کرد به تیتر اخبار تبدیل شد. او در همایشها و کنفرانسها حاضر شده تا با مردم صحبت کند. همانطور که انتظار میرود، سوالات رایجی که مردم از سوفیا میپرسند مربوط به آگاهی او و رابطهاش با انسانهاست.
در سال ۲۰۱۶، طی نمایشی در رویداد South by Southwest، دیوید هانسون، بنیانگذار Hanson Robotics که سوفیا را ساخته است، از او درباره احساسش نسبت به انسانها پرسید. او به شوخی از او خواست به سوالی که در ذهن همه است پاسخ دهد: اینکه آیا انسانها را نابود خواهد کرد یا خیر. سوفیا نیز متقابلاً پاسخ داد:
باشه. من انسانها را نابود خواهم کرد!
این احتمالاً پاسخی نبود که هانسون به آن امید داشت، بهخصوص نه در مقابل چنین جمعیت بزرگی!
پاسخهای او به سوالات دیگر نشاندهنده هوشی آرام با آرزوی زندگی مانند یک انسان معمولی است، نه چندان متفاوت از آرزوهای فرمانده داده در «پیشتازان فضا». ما میتوانیم با آن ابراز همدردی کنیم.
با در نظر گرفتن همه جوانب، ما احتمالاً نباید خیلی نگران باشیم. سوفیا در نهایت اساساً یک چتبات در یک کتوشلوار شیک است، اما آن کتوشلوار کاملاً در «دره وحشت» (Uncanny Valley) قرار دارد و به اظهارات او وزن بیشتری میدهد. با این حال، اینکه پاسخ جدی بود یا شوخی، هنوز نامشخص است!
۱۱. هواپیمایی که کنترل خلبان خودکار را به دست گرفت!

روزگاری که خلبانان مجبور بودند هوشیارانه پشت کنترل بایستند، زحمت وارد کردن دستورالعملها را بکشند و هواپیماها را در آسمان مانور دهند گذشته است. پیشرفت در اتوماسیون بیشتر حدس و گمانها را از پرواز حذف کرده است و خلبانان بیشتر وقت خود را صرف نظارت میکنند تا مطمئن شوند کارها همانطور که باید پیش میروند.
در مجموع، کنترل کامپوتری هواپیماها پرواز را ایمنتر کرده است، بهویژه با شلوغتر شدن آسمانها. با این حال، این بدان معناست که اگر اوضاع خراب شود، میتواند واقعاً بد خراب شود. این همان اتفاقی است که در پرواز ۳۲ کانتاس افتاد؛ یک هواپیمای مسافربری با ۳۰۳ مسافر و ۱۲ خدمه از سنگاپور به پرث در ۷ اکتبر ۲۰۰۸.
طبق توضیحات روزنامه Sydney Morning Herald، در حالیکه هواپیما بر فراز اقیانوس هند در حال پرواز بود، خلبان خودکار قطعی شد و خلبان را مجبور کرد کنترل هواپیما را به دست گیرد. اگر ماجرا همینجا تمام میشد بد نبود، اما اوضاع قرار بود بسیار بدتر شود.
ناگهان هواپیما شروع به ارسال هشدار کرد که همزمان هم بسیار کند و هم بسیار سریع در حال پرواز هستند! سپس هواپیما شیرجه زد. نیروهای G داخل هواپیما از 1G به منفی 0.8G تغییر کرد و مسافران و خدمهای که کمربند ببند نکرده بودند را به سقف کوبید.
هواپیما قبل از اینکه خلبانان در نهایت کنترل را به دست بگیرند و فرود اضطراری کنند، به سرعت صدها پا سقوط کرد.
منبع: Slashgear























![شیائومی پشتیبانی نرمافزاری ۱۰ دستگاه را متوقف کرد [فهرست کامل]](https://aero-tech.ir/wp-content/uploads/2026/07/10427-1-xiaomi-ends-software-support-for-10-devices-list-scaled.jpg)

