این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

اشتراک‌گذاری:

هر ساله محصولات و خدمات تکنولوژی بی‌شماری روانه بازار می‌شوند؛ برخی باقی می‌مانند و برخی دیگر شکست می‌خورند. گجت‌هایی مانند «Humane AI Pin» و «اپل ویژن پرو» نمونه‌های تازه‌ای از ابزارهایی هستند که استقبال چندانی از آن‌ها نشد و در نهایت با شکست مواجه شدند. اما هر از گاهی، محصولاتی دیده می‌شوند که در زمان عرضه به‌شدت زیر ذره‌بین نقد قرار می‌گیرند، اما در نهایت اشتباه بودن تصورات منتقدان را به اثبات می‌رسانند.

یک نمونه اخیر از فناوری‌هایی با بازخورد و برداشت عمومی کاملاً دوگانه، «هوش مصنوعی مولد» است. ابزارهایی مانند ChatGPT و Claude در آنچه ارائه می‌دهند فوق‌العاده هستند، اما بسیاری از نگرانی‌های اطراف هوش مصنوعی مولد نیز کاملاً بی‌اساس نیستند. غیر از دغدغه‌های اخلاقی مربوط به حق کپی‌رایت و حریم خصوصی، منتقدان نگرانی‌های به‌جایی درباره از دست رفتن مشاغل، انتشار اطلاعات نادرست و شائبه‌های سلامت آکادمیک مطرح کرده‌اند. با این حال، صنعت هوش مصنوعی مولد با سرعتی بالا در حال رشد است و تنها زمان مشخص خواهد کرد که آیا این فناوری به عنوان یکی از تعیین‌کننده‌ترین دستاوردهای عصر ما ثبت خواهد شد یا خیر.

با این حال، درباره چندین فناوری و گجت دیگر که در ابتدا با بدبینی منتقدان روبه‌رو شدند اما در نهایت به بخشی از زندگی روزمره تبدیل گشتند، دیدگاه جامع‌تری وجود دارد. از گوشی‌های هوشمند گرفته تا استانداردهای مدرن USB، در ادامه به ۵ فناوری پرداخته شده که پیش از همه‌گیر شدن، دوران پر از تردیدی را پشت سر گذاشته‌اند. با اِروتِک همراه باشید.

آیفون (The iPhone)!

این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

آیفون‌ها بی‌نقص نیستند؛ قیمت بالایی دارند، در مقایسه با اندروید سیستم‌عامل بسته‌تری ارائه می‌دهند و روی کاغذ به داشتن بهترین مشخصات فنی معروف نیستند. اما هیچ‌کدام از این‌ها دلایلی نبودند که آیفون در زمان رونمایی اولیه در سال ۲۰۰۷ به شدت توسط ناظران صنعت و حتی علاقه‌مندان به دنیای فناوری مسخره شود. آیفون اولیه عمدتاً به خاطر فرم و شکل ظاهری‌اش رد شد. این دستگاه از یک رابط کاربری کاملاً لمسی بهره می‌برد؛ به این معنی که فاقد کیبورد فیزیکی بود — چیزی که در آن زمان تقریباً به اندازه نمایشگرهای لمسی امروز مهم تلقی می‌شد!

استیو بالمر، مدیرعامل وقت مایکروسافت، در مصاحبه‌ای آیفون را تمسخر کرد و گفت قیمت آن بسیار بالاست و برای مشتریان تجاری جذابیتی ندارد، «چون کیبورد ندارد و همین موضوع آن را به ماشین ایمیل‌زنی خوبی تبدیل نمی‌کند.» اما اکنون، پس از حدود دو دهه، تقریباً تمام گوشی‌های هوشمند با نمایشگر لمسی عرضه می‌شوند. چند جایگزین با کیبورد فیزیکی QWERTY (مانند مدل‌های مشابه بلک‌بری) دوباره در حال مطرح شدن هستند، اما گوشی‌های هوشمند معمولی قصد کنار رفتن ندارند.

نکته جالب اینجاست که بسیاری از تصمیمات دیگر اپل نیز در ابتدا توسط شرکت‌های رقیب تمسخر شدند، اما بعداً همان ویژگی‌ها توسط رقبا به کار گرفته شدند. حذف جک ۳.۵ میلی‌متری هندزفری، ایجاد ناچ (بریدگی بالای نمایشگر) یا حذف آداپتور شارژر از جعبه گوشی‌ها از این دست موارد هستند.

یو‌اس‌بی تایپ سی (USB Type-C)!

این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

نگاهی به گوشی هوشمند، لپ‌تاپ، هدفون یا هر گجت دیگری در اطراف بیندازید. اگر در چند سال اخیر عرضه شده باشند، احتمال زیادی وجود دارد که همگی از یک درگاه مشترک برای شارژ و انتقال داده استفاده کنند: USB-C. این درگاه چندان قدیمی نیست و شاید چالش‌های انتقال جهان به استاندارد USB Type-C هنوز به یاد ماندنی باشد. سال‌های اول، همه با دانگل‌ها و مبدل‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کردند تا بتوانند وسایل جانبی خود را به لپ‌تاپ متصل کنند.

البته نحوه اجرای این تغییر توسط اپل هم کمکی به حل مسئله نکرد. مک‌بوک ۱۲ اینچی که این شرکت در سال ۲۰۱۵ رونمایی کرد، تنها یک درگاه USB-C داشت. فقط یک درگاه که قرار بود به‌نوعی شارژ، خروجی تصویر و انتقال فایل را هم‌زمان مدیریت کند. اکنون که همه به استفاده از USB-C برای هر کاری عادت کرده‌اند، اوضاع بسیار بهتر شده است. مک‌بوک‌های مدرن هنوز درگاه USB-A ندارند، اما حداقل با حداکثر سه درگاه USB-C به همراه یک درگاه اختصاصی MagSafe برای شارژ عرضه می‌شوند.

مزایای استاندارد USB-C اکنون با وجود فناوری‌هایی مانند USB Power Delivery و DisplayPort Alt Mode کاملاً روشن شده است؛ فناوری‌هایی که به یک درگاه کوچک اجازه می‌دهند وظایفی را انجام دهد که قبلاً نیازمند کانکتورهای بسیار حجیم‌تر بودند. یک کابل USB-C مناسب می‌تواند گوشی را سریع شارژ کند، لپ‌تاپ را به نمایشگر خارجی متصل سازد و امکان انتقال فایل بین دستگاه‌ها را فراهم کند.

کامپیوترهای شخصی (Personal Computers)!

این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

واژه «کامپیوتر شخصی» یا PC حتی دیگر چیزی نیست که بیشتر مردم درباره آن فکر کنند. چه یک ایستگاه کاری دسکتاپ باشد، چه کامپیوتر گیمینگ، لپ‌تاپ یا کامپیوترهای همه کاره (All-in-One)، کامپیوترها امروز امری کاملاً بدیهی تلقی می‌شوند. اما در گذشته، زمانی که کامپیوترها به اندازه یک اتاق کامل بودند، فکری مانند وجود یک کامپیوتر در هر خانه برای بسیاری بسیار پوچ به نظر می‌رسید. کن اولسن، موسس شرکت Digital Equipment Corporation (DEC) در سال ۱۹۷۷ گفت:

هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد یک کامپیوتر در خانه خود داشته باشد!

منظور اولسن احتمالاً همان کامپیوترهای به اندازه اتاق بوده است، اما حتی در آن زمان هم ایده کامپیوتر شخصی فروش آسانی نداشت. کامپیوترها گران بودند و جذابیتی برای مصرف‌کننده عام نداشتند. نرم‌افزارها محدود بودند، اینترنتی وجود نداشت و رابط‌های خط فرمان (Command-line) برای فرد معمولی بسیار پیچیده بود.

با پیشرفت در فناوری نیمه‌هادی‌ها، کامپیوترها کوچک‌تر و تا حدی مقرون‌به‌صرفه‌تر شدند. دستگاه MITS Altair 8800 که در سال ۱۹۷۴ عرضه شد، به عنوان اولین کامپیوتر شخصی موفق از نظر تجاری شناخته می‌شود، اگرچه هنوز آن PC نبود که امروز می‌شناسیم. مکینتاش اولیه که در سال ۱۹۸۴ با قیمت هنگفت ۲,۵۰۰ دلار عرضه شد، رابط کاربری گرافیکی (GUI) و کنترل با موس را همه‌گیر کرد که حس کاملاً طبیعی‌تری داشت.

از آن زمان به بعد، کامپیوترها سریع‌تر، کوچک‌تر و محبوب‌تر شده‌اند. اکنون قوی‌ترین لپ‌تاپ‌ها می‌توانند سنگین‌ترین بازی‌ها و نرم‌افزارهای تخصصی را بدون هیچ مشکلی اجرا کنند.

گوشی‌های هوشمند بزرگتر (Larger Smartphones)!

این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

تا زمان عرضه آیفون اولیه در سال ۲۰۰۷، بیشتر گوشی‌های همراه دارای صفحه‌نمایش‌هایی بودند که جا برای بیش از چند خط متن نداشتند. بنابراین نمایشگر لمسی ۳.۵ اینچی آیفون — با توجه به اینکه نیازی به جا دادن کیبورد فیزیکی نداشت — بسیار بزرگ به نظر می‌رسید. درست زمانی که مردم در حال عادت کردن به گوشی‌های بزرگتر بودند، در اوایل دهه ۲۰۱۰ اصطلاح «فبلت» همه‌گیر شد؛ قالبی که درست بین گوشی‌های هوشمند معمولی و تبلت‌ها قرار می‌گرفت. سامسونگ در سال ۲۰۱۱ گوشی گلکسی نوت را با نمایشگر ۵.۳ اینچی عرضه کرد — گوشی هوشمندی که به دلیل بیش از حد بزرگ بودن تمسخر شد.

در سال ۲۰۱۳، گلکسی مگا با نمایشگر ۶.۳ اینچی خود ابعاد را از این هم فراتر برد. جثه این دستگاه نقطه‌ای بود که تقربیاً در تمام بررسی‌ها به عنوان یک ایراد بزرگ مطرح می‌شد. حال با گذشت یک دهه، آیفون‌ها و دستگاه‌های اندرویدی با نمایشگرهایی نزدیک به ۷ اینچ در بازار حضور دارند. نکته جالب این است که امروزه یک نمایشگر ۶.۳ اینچی «کامپکت و کوچک» محسوب می‌شود — البته با وجود نمایشگرهای تقریباً بدون حاشیه، مدیریت گوشی‌های بزرگ بسیار آسان‌تر شده است.

دلیل اینکه بیشتر مردم امروزه گوشی‌های بزرگ دارند ساده است: گوشی‌های کوچک زیادی در بازار باقی نمانده‌اند، به خصوص در بخش گوشی‌های اقتصادی. بعلاوه، حالا که بیشتر مردم به قرار دادن دستگاه‌هایی به اندازه فبلت در جیب خود عادت کرده‌اند، شکایت از یک صفحه نمایش بزرگتر و باتری قوی‌تر سخت است. لوازم جانبی مانند پاپ‌سوکت‌ها و ترفندهای نرم‌افزاری برای استفاده راحت‌تر با یک دست نیز به همین دلیل محبوبیت یافته‌اند.

اینترنت (The Internet)!

این فناوری‌ها در ابتدا مسخره شدند، اما حالا تقریباً همه از آن‌ها استفاده می‌کنند!

اینترنت به چنان بخش بنیادی از زندگی روزمره تبدیل شده که وجود آن بدیهی فرض می‌شود و تنها زمانی که وای‌فای ناگهان قطع می‌شود، ارزش آن به چشم می‌آید. اما مانند کامپیوترهای شخصی، ایده متصل شدن جهان از طریق کامپیوترها و شبکه زمانی مورد انتقاد قرار می‌گرفت. تکامل اینترنت چندین دهه طول کشید و با آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته شبکه (ARPANET) در اواخر دهه ۱۹۶۰ آغاز شد که در نهایت به پایه‌گذاری وب جهان‌گستر (World Wide Web) در اوایل دهه ۱۹۹۰ کمک کرد.

اگرچه بسیاری از پتانسیل آن هیجان‌زده بودند، اما دیگران تردیدهای زیادی داشتند که آیا اینترنت واقعاً کاربردی خواهد شد یا صرفاً یک موج گذرای کدهای کامپیوتر باقی می‌ماند. کلیفورد استول، اخترشناس و نویسنده، در مقاله مشهوری در نیوزویک در سال ۱۹۹۵ نوشت:

حقیقت این است که هیچ پایگاه داده آنلاینی جایگزین روزنامه روزانه شما نخواهد شد، هیچ سی‌دی‌رومی جای یک معلم شایسته را نخواهد گرفت و هیچ شبکه کامپیوتری نحوه کار دولت را تغییر نخواهد داد.

اما اکنون، سه دهه بعد، اخبار روی گوشی‌ها خوانده می‌شود، کلاس‌ها از طریق پلتفرم‌هایی مانند زوم و گوگل‌میت برگزار می‌شوند و مالیات‌ها از طریق پورتال‌های آنلاین دولتی پرداخت می‌شوند.

البته استول به این نکته نیز اشاره کرده بود که اینترنت «اقیانوس بزرگی از داده‌های ویرایش‌نشده، بدون تضمین کامل بودن» است و نگران تأثیر این فناوری بر تعاملات انسانی بود — موضوعاتی که هر دو هنوز هم مطرح هستند. با این حال، جنبه‌های کاربردی اینترنت انکارناپذیر بوده و آن را به ابزاری ضروری تبدیل کرده است؛ تا جایی که اکنون نزدیک به ۷۵ درصد از جمعیت جهان به شبکه متصل هستند.

منبع: Slashgear

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *