۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

۷ شئ که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

اشتراک‌گذاری:

نیروهای کمی در این جهان می‌توانند با نبوغ انسانی برابری کنند، مگر شاید یک استثنا: «غرور بیجا»! تکنولوژی با سرعتی خیره‌کننده در حال پیشرفت بوده و هر اختراع جدید به‌طور بالقوه قدرتمندتر از ساخته‌های قبلی است. خودروهای مدرن معمولاً مسافت بیشتری را با سوخت کمتر نسبت به مدل‌های قدیمی می‌پیمایند و کنسول‌های بازی جدید از کارت‌های گرافیک قوی‌تر و حافظه‌های بزرگ‌تری نسبت به پلتفرم‌های پیشین بهره می‌برند. این بهبودها معمولاً در بازاریابی و بحث‌های عمومی در کانون توجه قرار می‌گیرند، اما گاهی اوقات سازندگان این اختراعات، کمی بیش از حد تند می‌روند.

هر از گاهی، محصولی به عنوان اوج تکنولوژی و شکست‌ناپذیر در برابر رقبا یا حتی خودِ طبیعت معرفی می‌شود. با این حال، این ادعاها به ندرت با واقعیت همخوانی دارند. به دلیل یک اتفاق پیش‌بینی نشده یا ساخت ضعیف، اکثر (اگر نه همه) اختراعاتی که قرار بود «تخریب‌ناپذیر» باشند، در نهایت ثابت کردند که اصلاً این‌طور نیستند؛ و این نقص‌ها اغلب به شکلی فاجعه‌بار و ویرانگر به نمایش درآمده‌اند. در این مطلب به هفت اختراعی می‌پردازیم که قرار بود شکست‌ناپذیر باشند اما خلاف آن ثابت شد. با اِروتِک همراه باشید.

۱. تایتانیک و بریتانیک

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

هرگاه کسی بخواهد درباره وسیله نقلیه‌ای صحبت کند که بسیار کمتر از تبلیغاتش شکست‌ناپذیر بوده، تایتانیک اولین مثالی است که زده می‌شود. اما در حالی‌که تایتانیک اولین کشتیِ به اصطلاح «غرق‌نشدنی» بود که ثابت شد کاملاً غرق‌شدنی است، آخرینِ آن‌ها نبود. تایتانیک دومین کشتی از ناوگان کلاس المپیک در کشتی‌سازی «هارولد و ولف» بود. در حالی‌که اولین کشتی یعنی «المپیک»، ۲۴ سال خدمت آبرومندانه داشت، خواهرهای کوچک‌ترش بسیار بدشانس بودند. سومین کشتی این کلاس، بریتانیک، در فوریه ۱۹۱۴ (تنها چند ماه پیش از جنگ جهانی اول) به آب انداخته شد و کار خود را به عنوان یک کشتی مسافربری آغاز کرد و سپس به عنوان یک کشتی بیمارستانی به کار گرفته شد. سازندگان بریتانیک از اشتباهات تایتانیک درس گرفته بودند و آن را طوری طراحی کردند که امن‌ترین کشتی کلاس المپیک باشد. متأسفانه، آن تلاش‌های سخت هم کمک چندانی نکرد.

در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۶، بریتانیک با مین‌های آلمانی برخورد کرد و غرق شد. انفجارها محفظه‌های ضدآب کشتی را شکافتند؛ محفظه‌هایی که اگر کشتی به چیزی مثل کوه یخ برخورد می‌کرد، می‌توانستند آن را نجات دهند. اما همان‌طور که دکتر رابرت بالارد اشاره کرده است:

شما می‌توانید تمام امنیت دنیا را داشته باشید، اما اگر به بمب برخورد کنید، هیچ‌کدام کمکی نخواهد کرد!

علاوه بر این، بدنه فولادی بریتانیک ظاهراً کیفیت پایینی داشت که باعث می‌شد کشتی شکننده‌تر از حد انتظار باشد. همچنین طبق یافته‌های دکتر بالارد، حتی اگر بدنه از فلزات باکیفیت ساخته شده بود، باز هم به خاطر اینکه یک «احمق» بسیاری از محفظه‌های ضدآب و دریچه‌ها را باز گذاشته بود، آب بدون هیچ مانعی به داخل جریان پیدا می‌کرد.

۲. پانزر ۸ ماوس (Panzer VIII Maus)

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

در رسانه‌ها، تانک‌ها اغلب به عنوان ماشین‌های تخریب توقف‌ناپذیر به تصویر کشیده می‌شوند. این تصویر اغلب با واقعیت فاصله دارد، هرچند برخی تانک‌ها واقعاً تنومند هستند. اما چطور می‌توان انرژیِ چنین زره عظیمی را تأمین کرد؟ خوشبختانه، رایش سوم هرگز پاسخی برای این سوال پیدا نکرد. پانزر ۸ ماوس قرار بود برگ برنده آلمان باشد. این غول بیابانی که توسط فردیناند پورشه (بنیان‌گذار شرکت پورشه) طراحی شده بود، با صفحات فولادی سخت شده ۲۵۰ میلی‌متری، یک توپ ۱۲۸ میلی‌متری، یک توپ تانک ۷۵ میلی‌متری و یک تیربار ۷.۹۲ میلی‌متری ساخته شده بود. این طراحی قاعدتاً ماوس را در برابر اکثر (اگر نه تمام) تسلیحات دشمن آسیب‌ناپذیر می‌کرد و آن را قادر می‌ساخت هر چیزی را که متفقین به سمتش پرتاب می‌کردند، در هم بکوبد. با این حال، ماوس با تجهیزات کامل وزنی معادل ۱۸۸ تن پیدا می‌کرد و به موتور بسیار قدرتمندی برای به حرکت درآوردن شنی‌هایش نیاز داشت.

اگرچه پورشه موفق به طراحی یک تانک واقعاً تخریب‌ناپذیر شده بود، اما هرگز شاهد حضور آن در میدان نبرد نبود. هر نمونه اولیه بیش از حد سنگین بود. موتور تانک در برابر وزن خردکننده زرهِ ماوس کم می‌آورد و این در حالی بود که موتور کاملاً از کار نمی‌افتاد. بدتر از آن، در طول توسعه، متفقین کارخانه‌های آلمان را به شدت بمباران می‌کردند که باعث کندی تولید شد. آلمان در آن زمان با کمبود شدید نفت نیز مواجه بود؛ بنابراین حتی اگر پورشه مشکلات فنی ماوس را حل می‌کرد، احتمالاً سوخت کافی برای به حرکت درآوردن آن وجود نداشت.

۳. پل معلق یارموث (Yarmouth Suspension Bridge)

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

هر پلی یک ظرفیت وزنی مشخص دارد و برخی انواع پل‌ها می‌توانند وزن بیشتری را تحمل کنند. پل‌های معلق از نظر حداکثر ظرفیت در رده‌های بالا هستند، اما این تنها زمانی صادق است که قطعات به درستی جوش داده شده باشند. پل معلق یارموث بر روی رودخانه «بـیور» در نورفولک انگلستان کشیده شده بود. این پل در سال ۱۸۲۹ با دهانه‌ای ۶۳ فوتی (حدود ۱۹ متر) افتتاح شد، اما این فاصله بعداً به ۸۶ فوت افزایش یافت. در ۲ می ۱۸۴۵، صدها نفر روی پل جمع شدند تا تماشای دلقکی به نام «نلسون» بنشینند که در یک تشت که توسط چهار غاز کشیده می‌شد، روی رودخانه حرکت می‌کرد. به محض اینکه او در معرض دید قرار گرفت، همه روی پل به یک سمت هجوم بردند تا بهتر ببینند و همان زمان بود که فاجعه رخ داد. پل یارموث فرو ریخت و ۴۰۰ تماشاگر به داخل رودخانه پرتاب شدند. طبق آمار، ۷۹ نفر در این حادثه جان باختند که ۵۹ نفر از آن‌ها کودک بودند.

طبق تحقیقات، پل معلق یارموث حتی با احتساب افزایش طول دهانه، باید می‌توانست وزن تمام این افراد را تحمل کند. اما یک اتصال (scarf joint) به درستی جوش داده نشده بود. اگر آن اتصال طبق استانداردها جوشکاری شده بود، پل احتمالاً فرو نمی‌ریخت. همچنین تحقیقات نشان داد که حلقه‌های آهنی پل معلق احتمالاً به درستی آزمایش نشده بودند. علاوه بر این، اگر پل در همان طول دهانه اصلی خود باقی مانده بود، شاید هرگز فرو نمی‌ریخت.

۴. زره بدن «پوست اژدها» (Dragon Skin)

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

تحقیقات علمی بر پایه «تکرارپذیری» است. برای تعیین توانایی‌های یک اختراع، گروه‌های متعددی باید آن را آزمایش کنند. اگر هر کدام از آن‌ها در مورد کارایی یک دستگاه اختلاف نظر داشته باشند، هیچ‌چیز نمی‌تواند اعتبار آن را نجات دهد، به خصوص اگر یکی از آن طرف‌ها بخشی از دولت ایالات متحده باشد. در اوایل دهه ۲۰۰۰، شرکت Pinnacle Armor زرهی را تولید کرد که ادعا می‌کرد برتر از گریدهای نظامی است: Dragon Skin. این زره از دیسک‌های سرامیکی با مقاومت کششی بالا ساخته شده بود که به صورت متداخل (شبیه فلس) روی هم قرار گرفته و در پارچه‌های فایبرگلاس محصور شده بودند. قرار بود این طراحی حفاظت از فرد را بهبود بخشد بدون اینکه مانع حرکت او شود. در نگاه عموم، این زره عالی عمل می‌کرد؛ چندین برنامه در شبکه‌های History Channel و Discovery Channel مقاومت آن را به صورت زنده نشان دادند. همه چیز، از گلوله‌های کلاشینکف (AK-47) گرفته تا ترکش‌های نارنجک، از این زره دفع می‌شد. «پوست اژدها» به نظر می‌رسید که شایسته آن همه هیاهو باشد، اما بعد نوبت به ارتش آمریکا رسید.

در سال ۲۰۰۶، ارتش آمریکا ۳۰ جلیقه پوست اژدها را خریداری کرد و آن‌ها را تحت مجموعه‌ای از آزمایش‌ها قرار داد. طبق گزارش‌ها، این زره تقریباً در تمام تست‌هایی که ارتش انجام داد، شکست خورد. نیروی هوایی نیز آن را آزمایش کرد و به نتایج مشابهی رسید. اگرچه مؤسسه ملی عدالت (NIJ) ابتدا این زره را تأیید کرده بود، اما پس از نتایج فاجعه‌بار آزمایش‌های نظامی، تصمیم خود را لغو و اعتبار این زره را سلب کرد. شرکت سازنده سعی کرد با این تصمیم مبارزه کند و حتی از NIJ شکایت کرد، اما کارِ زره پوست اژدها دیگر تمام شده بود.

۵. سی‌دی‌ها (CDs)

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

جنگ کنسول‌ها را فراموش کنید؛ تا به حال چیزی از «جنگ فرمت‌ها» شنیده‌اید؟! بتامکس خیلی وقت پیش شکست خورد؛ نوار کاست‌ها به زور دوام آورده‌اند و صفحه‌های گرامافون (Vinyl) به شکلی عجیب دوباره مد شده‌اند. با این حال، CDها به دلیل اندازه کوچک و صدای شفاف، برنده بلامنازع بودند؛ البته به شرطی که آن‌ها را در شرایط کاملاً سالم نگه دارید، که گفتنش راحت‌تر از انجام دادنش است.

سی‌دی‌ها شاید دیگر تکنولوژی پیشرفته‌ای محسوب نشوند، اما زمانی که معرفی شدند، دنیا را تکان دادند. تقریباً همه تحت تأثیر اندازه جمع‌وجور و مهم‌تر از آن، مقاومت ظاهری آن‌ها در برابر گرد و غبار و اثر انگشت قرار گرفته بودند. مانند صفحه‌های گرامافون، داده‌های سی‌دی در برجستگی‌ها و شیارها ذخیره می‌شود، اما برخلاف رقیب وینیلی، سی‌دی توسط لیزر خوانده شده و توسط یک لایه نازک پلاستیک «محافظت» می‌شود. در حالی‌که سی‌دی‌ها کمی بیشتر از وینیل در برابر غبار مقاوم هستند، اما آن دیسک‌های ذخیره‌سازی شکست‌ناپذیری که فکر می‌کردیم نبودند.

خطاهای انسانی ثابت کرده‌اند که سی‌دی‌ها درست به اندازه هر فرمت دیگری شکننده هستند. در واقع، سی‌دی‌ها ممکن است حتی بدتر از کاست و وینیل باشند؛ زیرا در حالی‌که آن فرمت‌ها هنگام خش برداشتن فقط کمی پرش دارند، سی‌دی‌ها کاملاً از کار می‌افتند. علاوه بر این، به دلیل سطح حساسِ در معرض تماس، سی‌دی‌ها آهنربای خش و اثر انگشت هستند. برخلاف آنچه در یک تبلیغ قدیمی ادعا شده بود، اگر روی سی‌دی قهوه یا عسل بریزید، اصلاً به خوبی کار نخواهد کرد!

۶. زره بدن بروستر و زره آردیتی (Brewster Body Shield / Arditi Armor)

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

جنگ جهانی اول با استفاده از جنگ خندقی شناخته می‌شود. ارتش‌ها خندق‌هایی را در دو طرف میدان حفر می‌کردند که توسط نوار بزرگی از زمین‌های ویران‌شده، سیم‌های خاردار و اجساد از هم جدا می‌شد. قدم گذاشتن به این «سرزمین هیچ‌کس» (No Man’s Land) عملاً حکم اعدام را داشت، اما تنها راه برای پیشروی بود. برخی افراد سعی کردند زره‌های پیشگامانه‌ای بسازند تا از سربازانی که به میدان می‌زنند محافظت کنند.

یکی از عجیب‌ترین زره‌های این جنگ (یا هر جنگ دیگری)، Brewster Body Shield بود. این لباس که توسط دکتر گای بروستر طراحی شده بود، سر و تنه فرد را در یک شیلد فلزی به شکل گلوله محصور می‌کرد. باید به نفع دکتر بروستر گفت که او پای حرفش ایستاد و توانایی زره‌اش را عملاً نشان داد: ارتش آمریکا او را به رگبار گلوله بست و او بدون کوچک‌ترین جراحتی جان سالم به در برد. با این حال، این دفاع هزینه‌ای داشت. زره بروستر بسیار حجیم و سنگین بود و سربازان نمی‌توانستند سر خود را بچرخانند. علاوه بر این، این زره دست‌ها و پاها را نمی‌پوشاند.

در همین حال، بسیاری از گردان‌های ایتالیایی به گروهی نخبه به نام «آردیتی» متکی بودند. این نیروهای ضربت در حالی به مواضع دشمن یورش می‌بردند که متحدانشان آتش پوششی فراهم می‌کردند. سربازان آردیتی معمولاً چیزی جز یک خنجر و چند نارنجک صوتی نداشتند و زره «فارینا» می‌پوشیدند که شامل کلاهخود فلزی، سینه-پوش و سرشانه بود. برخلاف تصویر شکست‌ناپذیر زره فارینا در مرحله Avanti Savoia بازی بتلفیلد 1، زره فارینای واقعی تنها زمانی از فرد محافظت می‌کرد که از فاصله بیش از ۱۲۵ متری به او شلیک می‌شد.

۷. رآکتور فوکوشیما

۷ چیز که قرار بود فناناپذیر باشند اما نبودند!

سطح زمین از صفحات تکتونیکی ساخته شده که جابجا می‌شوند و وقتی به هم برخورد می‌کنند یا روی هم می‌لغزند، زلزله رخ می‌دهد. کشورهای نزدیک به لبه این صفحات در معرض زلزله‌های مکرر و قدرتمند هستند و ساختمان‌ها در این کشورها باید با در نظر گرفتن این موضوع ساخته شوند. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه شروع به احداث نیروگاه‌های هسته‌ای می‌کنید.

نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما دایچی یکی از اولین رآکتورهای هسته‌ای ژاپن بود که در سال ۱۹۷۱ شروع به کار کرد. نیروگاه فوکوشیما برای مقاومت در برابر زلزله‌های بسیار قدرتمند ساخته شده بود و در طول زلزله ۷.۷ ریشتری «میاگی» در سال ۱۹۷۸ مورد آزمایش قرار گرفت. نیروگاه و رآکتورهای آن آسیبی ندیدند، اما پس از چندین دهه استفاده، نیروگاه به شدت قدیمی شد و در خطر وقوع «یک مشکل جدی» در طول زلزله‌های بزرگ قرار گرفت. و سپس، یک زلزله بزرگ رخ داد.

در ۱۱ مارس ۲۰۱۱، زلزله «توهوکو» با قدرت ۹.۰ ریشتر ژاپن را لرزاند. رآکتور فوکوشیما دایچی همان‌طور که برنامه‌ریزی شده بود، با تشخیص زلزله خاموش شد، اما همچنان باید مایع خنک‌کننده را در هسته‌ها به گردش در می‌آورد. قرار بود ژنراتورهای دیزلی نیروگاه این کار را انجام دهند، اما آن‌ها توسط سونامیِ ۱۴ متری که پس از زلزله آمد، زیر آب رفتند؛ چراکه نیروگاه فوکوشیما تنها برای تحمل امواج ۵.۷ متری ساخته شده بود. بدون ژنراتورها، فوکوشیما دایچی دچار گداخت هسته‌ای (Meltdown) شد که منجر به انفجارهای متعدد و نشت مواد رادیواکتیو به زمین‌های اطراف گشت و باعث جهش ژنتیکی در حیات‌وحش محلی شد.

منبع: Slashgear

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *