در سالهای اخیر، فرنچایز Call of Duty به آرامی در حال غرق شدن بوده است، بهطوری که هر نسخه جدید نهتنها شبیه به قدمی رو به جلو نیست بلکه بیشتر به یک فرنچایز در حال سوختن شباهت دارد که از آن جرقهای که زمانی این سبک را بسیار محبوب کرده بود، دورتر میشود. Call of Duty بیروح شده و سال به سال نسخههای بیجان و یکنواختی از زیرمجموعههای خود را روانه بازار میکند، علیرغم کمبود واضح نوآوری در مکانیکها، داستانهایی که نتوانستهاند توجه مخاطبان را جلب کنند، و خستگی زیاد بازیکنان به دلیل همین محدودیتها. Black Ops 7 تمام این شکایات را برجسته کرده و توسعهدهندگان بازی با واکنشی که بهنظر میرسد تلاشی برای دلجویی و قول بهبود است، به این صداهای بلند پاسخ دادهاند.
با این حال، این پیام مشکلی را آشکار میکند که نشان میدهد شاید اکتیویژن و توسعهدهندگان باید یک قدم به عقب برداشته و استراتژیای که آشکارا برایشان کار نمیکند را دوباره ارزیابی کنند. اما اشتباهی که از چشم تیم پنهان مانده، چه بوده است؟ چرا این موضوع خبر بدی برای این فرنچایز است؟
ما به همه این موارد میپردازیم، و بررسی میکنیم که چرا Call of Duty ممکن است به سمت فجایع بیشتری در آینده حرکت کند. با اِروتِک همراه باشید.
کنترل اشتباه خسارت!
توسعهدهندگان در واکنش به استقبال ناگوار، پیامی برای جامعه طرفداران خود منتشر کردند. علیرغم تمام وعدههای معمول برای بهتر کردن اوضاع، تمرکز خاصی بر چیزی بود که کاربران را در مورد آینده COD نگران میکند. کار به اندازه کافی خوب شروع شد، زمانیکه توسعهدهندگان به بازیکنان اطمینان دادند که قصد دارند Black Ops 7 را به “یکی از بهترین بازیهای شوتر” تبدیل کنند، حتی یک دوره آزمایشی رایگان از حالتهای چندنفره بازی به همراه آخر هفته Double XP (تجربه دو برابر) ارائه دادند.
اینها خوب و زیبا هستند. احتمالاً چند بازیکن را به پای میز بازی میآورند. به هر حال، همه چیزهای رایگان را دوست دارند. وعده پشتیبانی فصلی نیز بسیار جذاب است، همراه با تأکید بر اینکه بازخورد بازیکنان مسیر نحوه ساخت محتوا برای بازی را شکل خواهد داد. تا اینجای کار، این یک گام در مسیر درست است و نشان میدهد که تیم پشت محتوای این فرنچایز آنچه بازیکنانش میخواهند را درک کرده و مایل به اصلاح اشتباهات خود است. باید حق را ادا کرد.
اما اوضاع با بیانیه بعدی بدتر میشود. توسعهدهندگان در مورد عناوین آینده این فرنچایز اظهار داشتند که: “ما دیگر نسخههای Modern Warfare یا Black Ops را پشت سر هم منتشر نخواهیم کرد… تا اطمینان حاصل کنیم که هر سال یک تجربه کاملاً منحصربهفرد ارائه میدهیم.” ما مطمئن هستیم که شما هم، مانند دیگران، مشکل آشکار این اعلامیه را متوجه شدهاید. هنوز هم قرار است هر سال یک بازی Call of Duty جدید منتشر شود. خستگی بازیکنان یک واقعیت است، اما افرادی که پشت فرنچایز Call of Duty هستند، فرض میکنند که این یک افسانه است. در حالیکه جابجایی بین زیرمجموعههای مختلف در این فرنچایز قطعاً میتواند تنوعی ایجاد کند، این واقعیت که فرنچایز قرار است به برنامه انتشار سالانه خود پایبند باشد، همه را نگران میکند.

این بیانیهای است که تمام نکات مثبت آپدیت اخیر را تحتالشعاع قرار میدهد و فقدان عینیت در ارزیابی بازخورد بازیکنان را برجسته میکند. بله، تغییر سال به سال ممکن است به توسعهدهندگان اجازه دهد تا کمی بیشتر خلاقیت خود را به کار گیرند. اما آیا تیم توسعهدهندگان فکر نکرده است که اگر زمان بیشتری داشته باشند، چه میتوانند به دست آورند و واقعاً به قول خود مبنی بر ایجاد نوآوری که “معنادار باشد، نه افزایشی” عمل کنند؟!
اگر فکر میکنید که جابجایی بین زیرمجموعهها یک حرکت هوشمندانه برای این فرنچایز خواهد بود و شاید ما کمی بدبین هستیم، باید مخالفت کنیم. بیایید نگاهی به وضعیت این فرنچایز در سه سال گذشته، که با Modern Warfare 3 سال ۲۰۲۳ شروع شد، بیاندازیم و بررسی کنیم که چرا ادامه انتشار سالانه اوضاع وخیم این فرنچایز را بهبود نخواهد بخشید.
عناوین بیشتر، مشکلات بیشتر!
MW3 2023 شروع یک سری از انتشارهای گیجکننده از نظر کیفیت بود. برای شروع، ساعات اولیه کمپین برخلاف فرمول این سبک عمل میکند و نه به شیوه خوب! تلاشهای آن برای معرفی ضدقهرمان اصلی شکست میخورد، در حالیکه خودِ مأموریتها کاملاً خستهکننده هستند. هوش مصنوعی ضعیف دشمن، عدم وجود اهداف جالب و مأموریتهای اختیاری و حالت چندنفرهای که نتوانست چیز زیادی به وعده کلی بازی اضافه کند، مزید بر علت شدند.
با این حال، حالتهای چندنفره نسبتاً خوب و در بهترین حالت، قابل قبول بودند و شاید نکتهای باشند که در یک بازی در کل بیمزه، بتوان به آن توجه کرد. Black Ops 6 در سال ۲۰۲۴ از راه رسید و همه را امیدوار کرد که شاید تغییر به یک زیرمجموعه دیگر بتواند مقداری تنوع و نوآوری واقعی را به فرمولی تزریق کند که پیش از MW3 هم صبر بازیکنان را لبریز کرده بود.
اما این اتفاق نیفتاد. در حالیکه سیستم Omnimovement (حرکت در همه جهت) میتوانست یک نکته فوقالعاده باشد که نحوه برخورد بازیکنان با صحنههای بزرگ بازی را تغییر دهد، اما واقعاً برای پیروزی ضروری نبود. این تصمیمی بود که نوآوریای را که میتوانست Black Ops 6 را ارتقا دهد و بازیها را دوباره به صدر نقشه بازگرداند، تضعیف کرد.
البته این به آن معنا نیست که بازی لحظات خوبی نداشت. کمپین قطعاً بهتر از سال قبل بود، علیرغم یک رابط کاربری (UI) آزاردهنده جدید که بهنظر میرسید میخواهد تا حد امکان شما را از لذت بردن از بازی به تأخیر بیاندازد. حالتهای چندنفره متأسفانه ناامیدکننده بودند، با طراحی نقشههای خستهکننده که مسابقات را به جای سرگرمکننده، روتین میکردند، همراه با مشکلات فنی که تجربه را خراب میکردند. واضح بود که این فرنچایز قادر به موفقیت در همه زمینهها نیست و انتشار سالانه آن کمکی نمیکرد.
این تغییرات ما را به امسال و Black Ops 7 میرساند. ما، همراه با بسیاری دیگر، برای بدترین کمپینی که در کل این سبک دیده بودیم، افسوس خوردیم. اما شاید اگر بقیه بخشهای بازی اینقدر کسلکننده به نظر نمیرسیدند، اوضاع میتوانست متفاوت باشد، تقریباً انگار از روی قصد اینطور طراحی شده بود. ما میدانیم که اینطور نبوده، اما چگونه اوضاع برای این بازیها که یک تسلط نامناسب بر این سبک داشتند، اینقدر بد پیش رفت و علیرغم کمبودهایی که هر عنوان ارائه میدهد، همچنان بازیکنان خود را آزار میدهد؟
جواب ساده است. مسئله، فرسودگی (Burnout) است، زیرا این فقط گیمرها نیستند که از صرف زمان زیاد بر روی عناوین سالانهای که واقعاً کار زیادی برای متمایز شدن از نسخههای قبلی انجام نمیدهند، رنج میبرند. و مانند فردی که علیرغم تلاشهایش نمیتواند به روال عادی خود برگردد، این فرنچایز به شدت به یک استراحت نیاز دارد تا اطمینان حاصل کند که نسخههای بعدی میتوانند ورق را برای آن برگردانند.

آیا Call of Duty باید مدتی در سایه بماند؟
منصفانه است که تیم پشت Black Ops 7 با بازیکنان خود ارتباط برقرار میکند، این کمترین کاری است که با توجه به فاجعهای که منتشر کردهاند، میتوانند انجام دهند، اما این تلاش برای جلب مجدد اعتماد طرفداران ناامید شدهاش، بیشتر شبیه به حرفهای بدون عمل است. ببینید، مسئولیتپذیری در قبال شکستها و قول دادن برای بهتر شدن همیشه یک انتخاب عالی است، مثلاً فقط کافی است به تلاش واقعاً پیگیرانه Build A Rocket Boy برای کاهش واکنشهای منفی که اوایل امسال برای MindsEye دریافت میکرد، نگاهی بیاندازید.
تصمیم توسعهدهنده و اکتیویژن برای صرفاً تعمیر بازیهای خود، در دنیایی که شوترهای عالی مانند Fortnite و ARC Raiders وجود دارند، کافی نخواهد بود. حتی فرنچایز Battlefield نیز موفق شده است امسال برتری خود را نسبت به COD حفظ کند، علیرغم اینکه کمپین Battlefield 6 نیز تا حدودی ناامیدکننده بود.
حتماً از خود میپرسید که ما نسبت به Call of Duty خیلی سختگیر بودهایم و شاید انتقاد ما غیرموجه به نظر برسد. اما این دور از حقیقت است. شوترها یک سبک محبوب هستند و ما قطعاً نسخههای خوب آن را دوست داریم، اما صادقانه بگویم، زمان مفید Call of Duty به پایان رسیده است. و با توجه به اینکه قطار سالانه قرار نیست متوقف شود، ما آیندهای برای این بازیها در این سبک نمیبینیم. فروش Call of Duty در اروپا بیش از ۵۰٪ نسبت به Black Ops 6 کاهش یافته است. حتی در هنگام عرضه، ۶۳٪ کمتر از Battlefield 6 نسخه فروخته است. این اعداد دروغ نمیگویند و خستگی بازیکن واقعی است، چیزی که افراد پشت Call of Duty به نظر میرسد آن را درک نمیکنند، یا شاید تا زمانی که پول در جریان است، برایشان مهم نیست!
برای وقوع هر تجربه عالی، بازی باید به خوبی پخته شود. و این نیاز به زمان دارد. با قضاوت بر اساس آخرین اظهارات توسعهدهندگان، به نظر میرسد که نتایج نهایی قرار نیست بهتر شوند.
هر فرنچایز بازی ویدیویی باید به اندازه کافی خوب باشد که بتواند منابع و پول بازیکن را جلب کند، و نمیتوان به این هدف دست یافت اگر صرفاً تیم خود را برای تولید یک عنوان جدید شتاب دهید بدون اینکه واقعاً آن محتوا و سبکی را که برای یک بازی عالی بودن نیاز دارد، به آن قرض دهید. Cyberpunk 2077 باید درس بسیار مهمی برای این تیم باشد، و یادآوری کند که کارهای خوب زمان میبرند. اما کاملاً مطمئنیم که این نصیحت به گوشهای ناشنوا خواهد خورد!
منبع: Gamingbolt
























